♥ღ بسْم رّب العُشاق ღ♥
کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد .... تا که هر بی سر و پا نام خود عاشق ننهد
نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره . برای اینكه حیوون بیچاره زیاد زجر نكشه، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاك پر كنن تا هم اینکه از خطر افتادن بچه ها در آن جلوگیری کنن و هم اینکه الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نكشه . مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاكهای روی بدنش رو می تكوند و زیر پاش می ریخت و وقتی خاك زیر پاش بالا می آمد سعی میكرد بره روی خاك ها . روستایی ها همین طور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همین طور به بالا اومدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و بیرون اومد. اول اینكه اجازه بدیم مشكلات، ما رو زنده به گور كنن. دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود. «بیائید راه دوم را برگزینیم.»
مشكلات زندگی مثل تلی از خاك بر سر ما میریزند و ما دو انتخاب داریم:
| Design By : Night Skin |


